اسطوره و روانشناسی

سلوک در آیین‌های ایرانی: نگاهی به هفت پیکر

 

 

در تمام حرکت‌های آیین میترا، حتی در حرکت‌های عرفان خود ما (عرفان کهن، عرفان خراسان) حرکت از سیاهی به سمت نور است، یعنی شبیه ادیان ابراهیمی نیست که نور مبارک مطلق باشد. برای همین در خیلی از نگرش‌های عرفانی مثلا در لمعات عراقی، تاریکی را جمع نورها می‌داند. در سهروردی هم همینطور است، اصطلاح زیبایی دارد که می‌گوید تاریکی نور انبوه است، نور غلیظ است، نور ستبر است و این تاریکی است که به قول لمعات عراقی معدنی برای حرکت  همه انوار می‌شود.

وقتی هفت‌پیکر را نگاه می کنیم شروع هفتگانه میترایی از قصر سیاه یا خرنق است که خانه دختر پادشاه هند است، ورود به خانه سیاه در ابتدای همه آیین‌های میترایی وجود دارد، مثلا شروع هفت مرحله آیین‌های میترایی با کلاغ یا تیرگی است، این تیرگی به خاطر همان کیوان یا پیکره هفتم و آخرین چیزی است که انسان با چشم غیرمسلح می‌توانست ببیند و آن سواد اعظم و سیاهی بزرگ است.

در هفت پیکر میگوید:

هفت رنگ است زیر هفت‌اورنگ،

نیست بالاتر از سیاهی رنگ

یعنی هفت تخت پادشاهی در آسمان زدند و تخت سیاهی و پادشاه سیاهی بالاتر از همه است.

 

در سیاهی شکوه دارد ماه

چتر سلطان از‌آن کنند سیاه

اینجا بازهم اشاره به پادشاهی سیاهی بر همه هستی دارد و اینکه تا سیاهی و ظلمات مطلق رخ ندهد، ما قدر نور را نمی‌دانیم و نطفه نورهم بسته نمی‌شود.

 

گر نه سیفور شب سیاه شدی

کی سزاوار مهد ماه شدی

هفت‌رنگ است زیر هفت‌ اورنگ

نیست بالاتراز سیاهی رنگ

زرتشت‌ هم وقتی میخواهد اسفندیار را روئینه کند اول او را در چشمه ظلمات شستشو می‌دهد و بعد روئینه می‌شود، در روایت‌های عرفانی هم از رفتن اسکندرو جستجوی چشمه ظلمات توسط او صحبت شده است.

 

علی جهانگیری

بهمن 1403

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *