احساسی به نام خشم
آشنایی با خشم :
خشم یکی از هیجان های طبیعی انسان است. بسیاری از رویکردهای روان شناسی معتقدند خشم پاسخ طبیعی انسان به ناکامی است. بعبارت دیگر چنانچه فرد، رویداد یا موقعیتی مانع رسیدن ما به اهدافمان شوند احتمال اینکه ما دچار احساس خشم شویم بالا میرود. اما این تمام ماجرا نیست، اینکه آیا قرار گرفتن در برابر هر مانعی منجر به ناکامی میشود یا اینکه با پذیرفتن خشم به عنوان یک هیجان طبیعی مجوز لازم برای ابراز پرخاشگری به انسان ها داده میشود یا خیر پرسشهایی است که باید مورد توجه قرار بگیرد.
اگر قرار گرفتن در معرض ناکامی منجر به احساس خشم میشود پس جایگاه و نقش ما در این میان چیست؟ با این اوصاف شنیدن جملاتی از قبیل “دست خودم نبود، یه لحظه عصبانی شدم” یا ” خیلی آرومم ولی وقتی عصبانی میشم هیچکس جلودارم نیست ” باید جملاتی قابل پذیرش باشند که جای هیچ اعتراضی را برای اطرافیان نمی گذارد. اما اینگونه نیست. بیاد داشته باشیم آنچه در واقع باعث ایجاد احساس ناکامی یا خشم در انسانها میشود نه رویدادها و اطرافیان بلکه افکار و برداشتهای انسان درباره رویدادی است که رخ داده است، بنابراین اگر بپذیریم ما مسئول برداشتها و طرز تفکر خود هستیم مسئولیت در برابر رفتارها ازجمله رفتارهای خشونت بار یا پرخاشگرانه ما نیز بر عهده خود ماست. چرا که ما در کنار دیگران و همراه با آنها زندگی میکنیم و اعمال و رفتارهای پرخاشگرانه ما میتواند باعث آسیبهای جبرانناپذیری برای روابط انسانی و عاطفیمان شده و شاید آسیبهای مالی و جانی زیادی نیز به همراه داشته باشد.
از سوی دیگر باید به خاطر داشته باشیم پرخاشگری تنها به رفتارهای پرخاشگرانه فیزیکی که با آسیب جسمی همراه هستند اطلاق نمی شود. بخش بزرگی از روابط ما و پیامهایی که بین ما و اطرافیان ما رد و بدل میشوند به صورت کلامی و غیرمستقیم صورت میگیرد. در کنار الفاظ رکیک و توهینهایی که در گفتار پرخاشگرانه ابراز میشود، کنایه های بسیاری را به خاطر بیاورید که در چهارچوب روابط روزمره رد و بدل میشود و به روح روابط ما آسیب می زنند ، آسیبهایی که شاید زخمهایی جبران ناپذیر را به همراه داشته باشند.
نوع دیگری از رابطه نیز که امروزه رواج بسیار یافته و جایگزین بخش بزرگی از رابطههای ما شدهاند روابط غیر مستقیم و مجازی هستند. روابطی که شاید با آشناییهای بسیار سطحی صورت گرفته و با توجه به نقابی که افراد از خود میسازند و عدم وجود بسیاری از عناصر و مولفه های بازدارنده اجتماعی با پنهان نگه داشتن واقعیت هویتی به افراد اجازه بروز انواع رفتارهای غیر اجتماعی و پرخاشگرانه را میدهند. انواع سواستفادههای عاطفی و تهدیدها درفضای مجازی ناشی از عدم شکلگیری هویت اجتماعی مناسب و ناتوانی در مدیریت روابط و هیجانات فردی است که میتواند زمینه ساز بروز رفتارهای خشونت بار به ویژه خشونتهای روانی بشود.
مولود جهانی
دکترای روانشناسی سلامت